ضياء الدين جرجانى

64

رسائل فارسى جرجانى ( فارسى )

مخالف يكديگرند ، خداى تعالى به ذات خود مخالف خويش بود ، و چنان كه هر يكى را از اين چيزها وقت بود كه مثل باشد ، لازم آيد كه خداى تعالى را نيز از آنجا - كه به صفت اين چيزها بود - وى را مثل بود . و اگر اين چيزها جز از خداى تعالىاند ، لازم آيد كه با خداى تعالى نه قديم باشد ، و اتفاق است كه هر كه قديم را بجز از يكى شناسد ، وى بر حق نبود . اگر گويند كه اين چيزها نه ذات خدايند « 1 » و نه جز از ذات خدايند « 2 » ، پس لازم آيد كه گفتار ايشان هرزه و بىفايده و دروغ باشد . فصل : در مدركى بدان كه خداى تعالى مدرك است . و مدرك آن بود كه چيزها دريابد و آن چيزها را مدركات گويند . پس ناچار بايد كه مدركات حاصل باشد تا خداى تعالى مدرك باشد و مدركات حاصل است . و خداى تعالى حى است كه وى را آفتى نيست ، پس واجب بود كه مدرك بود از آن وقت كه مدركات آفريد ، و سامع بود از آنگاه كه مسموعات آفريد ، و مبصر بود از آنگه كه مبصرات آفريد . فصل : در مريدى بدان كه خداى تعالى مريد است ، زيرا كه ما را به طاعت فرموده است و با ما نعمت كرده . اگر مريدى نبودى ، ما را به طاعت نفرمودى و با ما نعمت نكردى ، و مريد خواهنده باشد . فصل : در كارهى بدان كه خداى تعالى كاره است ، يعنى هيچ زشتى و ناشايستى نخواهد و بنپسندد ،

--> ( 1 ) . اصل : خداىاند . ( 2 ) . اصل : خدااند .